تبليغاتX
همه چی ازهمه جاتاناکجا
از دوستان عزيز می خوام که اگه تو ترجمه اين متن اشکالی رو ديدن حتما یادآوری کنن..ممنون

اين اعلاميه کلا شامل 30 ماده هست که من ۱۲ تاشو می زارم..


Article 1
All human beings are born free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood.


ماده 1
تمام انسانها آزاد و با حقوق و شان مساوی متولد می شوند. همه از عقل و وجدان برخوردارند و می بايست نسبت به يکديگر با روح برادری برخورد کنن.

---------------------------------------------------------------------------

Article 2
Everyone is entitled to all the rights and freedoms set forth in this declaration, without distinction of any kind, such as race, color, ***, language, religion, political or other opinion, national or social origin, property, birth or other status. Furthermore, no distinction shall be made on the basis of the political, jurisdictional or international status of the country or territory to witch a person belongs, whether it is independent, and trust, non-self-governing or under any other limitation of sovereignty.

ماده 2
هر کسی از تمام حقوق و آزاديهای مذکور در اين اعلاميه برخوردار است ، بدون هچ گونه تمايزی نظير نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسی يا عقيده ديگر ، منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، تولد يا هر وضعيت ديگر. به علاوه هيچ تبعيضی که بر مبنای وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی که فرد متلعق به آن است ، خواه مستقل باشد ، خواه تحت قيمومت ، غير خود مختار يا هر گونه محدوديت ديگری از نظر حق حاکميت ، نبايد اعمال شود.

---------------------------------------------------------------------------

Article 3
Everyone has the right of life, liberty and security of person.

ماده 3
هر کسی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

---------------------------------------------------------------------------

Article 4
No one shall be held in slavery servitude. Slavery and the slave trade shall be prohibited in all their forms.

ماده 4
هيچ کس را نبايد در بردگی اجباری نگاه داشت. برده داری و معامله برده بايد در تمام اشکال آن ممنوع شود.

---------------------------------------------------------------------------

Article 5
No one shall be subjected to torture or to cruel, inhuman or degrading treatment or punishment.
ماده 5
هيچ کس را نبايد تحت شکنجه يا رفتار آزاردهنده ، غير انسانی يا تحقيرآميز قرار داد.

.................................................................................................

خدایا از داده ات، نداده ات و گرفته ات شکر:

زیرا در داده ات نعمت است
در نداده ات حکمت
در گرفته ات امتحان،

... به ادامه مطلب بروید..قابل تامله..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما چند نفر در دوشنبه 31 تیر1387 ساعت 11:21 قبل از ظهر | لینک ثابت |

پايان نامه خرگوش
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.

روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.
گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.
حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.
پايان.....
مرا کسي نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسي مي خواست ، که
 
من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بي کسان.

--------- -
نتيجه
هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد
آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
نوشته شده توسط ما چند نفر در شنبه 29 تیر1387 ساعت 6:24 بعد از ظهر | لینک ثابت |

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

فرانسه: نسل دانشجویان را در این کشور به خاطر شورشهایشان از ریشه با تیشه زدند.

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر ا س ر ا ئـ ى ل )

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!


ایران: عاشق تخم مرغ است ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند ! عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید ! او سه سوته عاشق می شود ! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

(پاسخ سوال آخر امتحان پایان ترم یک دانشجوی ایرانی از نوع(خودتون می دونید)..)

img255/3271/unknownparametervaluefy8.jpg

 

نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 12:27 بعد از ظهر | لینک ثابت |

****ولادت نخستين اخترتابناك آسمان امامت وولایت و روز پدر مبارك****

نوشته شده توسط ما چند نفر در دوشنبه 24 تیر1387 ساعت 6:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |
در حال حاضر بیشتر کاربران اینترنت در ایران از اینترنت DialUp استفاده میکنند و البته اکثر وبلاگ‌نویسان.

 خوب در مزخرف بودن سرعت اتصال، شکی نیست اما با خوندن مطلب اخیر وبلاگ ProBlogger احتمالا

 کمی از میزان تنفرتون کم خواهد شد(البته ممکنه که نتیجه عکس هم داشته باشه!!)؛

معايب:

  • کمتر چک کردن آمار: همیشه چک کردن آمار خیلی در موفقیت موثره ولی وقتی این چک کردن بخواد تمام روز طول بکشه بهتره که انجامش ندیم!!
  • کمتر مطالعه کردن دیگر بلاگها: تعداد مطالب خوانده شده در RSS Readerم سر به فلک میکشید. ولی با این حال باعث نشد که من خوندن رو قطع کنم، اونا چیزهای با ارزشی هستند.
  • چک کردن کمتر ایمیل‌ها : به جای اینکه هر 15 دقیقه یک بار ایمیل‌هامو چک کنم، هر 5 ساعت اینکار رو میکردم، این یعنی عقب افتادن از کارها!
  • استفاده کمتر از IM : خوب وقتی که یه خط خوب نداشته باشی، مجبوری کارهاتو سریع‌تر(یا خلاصه‌تر) انجام بدی، و این یعنی وقتی برای چت نمیمونه

    مزايا:اما داشتن یک خط DialUp مزیت‌هایی هم داره! که باعث میشه زندگی بهتری داشته باشید. و اما بخونید از مزیت‌های DialUp :

    • وقت بیشتر برای نوشتن: وقتی مدام در حال وبگردی نباشید، وقت بیشتری برای تولید محتوا دارید. همچنین میتونید تمرکز بیشتری روی نوشته‌هاتون داشته باشید!
    • فکر کردن به سیاست‌های وبلاگ!! : خوب، بهتره که کمی بیشتر در مورد استراتژی وبلاگتون در سال آینده فکر کنید! و دایل‌آپ این امکان رو براتون فراهم میکنه!
    • وقت بیشتر برای خانواده: احتمالا خانواده شما هم از حضور کم شما در بین خودشون ناراحت هستند. خوب این یکی دیگه از مزایای DialUpه! یعنی گذارندن وقت بیشتر با خانواده!

    [ایرانیزه]: البته همگی این گفته‌ها شاید درست نباشه ولی احتمالا هیچ کدوم از اینها جلوی یک ایرانی را برای وب‌گردی نخواهد گرفت

  • نوشته شده توسط ما چند نفر در دوشنبه 24 تیر1387 ساعت 5:44 بعد از ظهر | لینک ثابت |
       لزوم وجود پسران در دنیا..


     اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
    اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
    اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
    اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
    اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
    اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
    اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
    اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟    
     اگه این پسرها نبودند چی میشد!!!!!!!!!!!!

    طرز پختن تخم مرغ(توسط دختران وپسران )
    دختـــــرها:
    توي ماهيتابه روغن ميريزن ¤
    اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن ¤
    تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن ¤
    چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن ¤

    در ادامه مطلب شاهکار آقایون رو بخونید جالبه...


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در شنبه 22 تیر1387 ساعت 10:5 قبل از ظهر | لینک ثابت |

    این داستانی واقعیست!!!!!!!!!!

     

    چنین گفت عامر به یاسر شبی

     

    هر گه یکی از دانشجویان مشروط پریشان روزگار دست خجالت به امید

     

    استطاعت به در گاه استاد (جل و علا)بردارد؛استاد در او نظر نکند ؛باز

     

    بخواند ؛باز اعراض کند؛بار دیگرش به تضرع و زاری بخواند،استاد سبحانه

     

     و تعالی فرماید:یا دانشجویانی،قد استتمم صبری من یدالمشروط و لیس

     

    لی مددی.فقد انداختم او را حتما!!!! دعوتش نپذیرفتم و امیدش را نقش بر آب

     

     کردم که ترم تابستانه بگیرد و حالش جا آید!!

     

    کرم بین و لطف کم اندازه اش             نمک پاش زخم است با نمره اش

     

    افتادگان کعبه ی سخاوتش به تقصیر کرامت! معترف که : ما کرمناک حق

     

    کرامتک! و جویندگان 25/ 0 ی درگاه نمره اش به تحیر منسوب که: ما

     

    عرفناک سخاوتک حق سخاوتک مادامو کانوا دم مشروطی.........

     

    ادامه مطلبو حتماْ بخونید...

     

    عمرم تمام گشت و به آخر نرسید درس

                                               

                                           ما همچنان در فکر پاس دروس مانده ایم

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر | لینک ثابت |
    امیدوارم

    پس توکل کن به خدا.تنها که شدی پناه ببر به خدا.شاد که شدی شادیت را سهیم بشو با خدا.غمگین که شدی صبوری کن در راه خدا.پنجشنبه شب لیله الرغایب است یعنی شب آرزوها،شب عشاق.شبی که در آن هر که به هر چه دلبسته باشد می رسد،به شرط داشتن یک دل پاک.

     

    امیدوارم در پس بی پناهی شب از رخ آینه غم گشایی و چهره ی خود را با نماز بشویی.ماه بر خود گیر و در پس آبروی اسلام خالصلنه با معشوق عشق بازی کن که برایت بهتر است

    دعاکن که فردا میان من و آسمان غباری نباشد
    واین ابرهای سیاه و مه آلود
    - میان من و آرزوهای رنگین-
    چو دیوار بر جا نباشد...
    دعاکن تو را بار دیگر ببینم و
    از دامنت واژه های خدایی بچینم...
    دعاکن!

    ...و من هستم...
    کنار خدای مهربونی که درین
    نزدیکی ست

    در پناه حق

    نوشته شده توسط ما چند نفر در چهارشنبه 19 تیر1387 ساعت 10:57 قبل از ظهر | لینک ثابت |
    هرکس به طریقی دل ما می شکند***بیگانه جدا.دوست جدا می شکند***

    بیگانه اگرمی شکندحرفی نیست***ازدوست بپرسیدچرا می شکند

    امشب آنقدرغمگینم که هیچ چیزآرامم نمی کند.آنقدردلم پردرداست که گریه کردن ازدردم نمی کاهد.خدایا حداقل بذاربه شب آرزوها برسیم.بعدکاری کن که آرزوی نیستی کنم.خدایا هرچه خواستم دادی.حتی بیشترازنیازم..خدایا همیشه آرامش بخش غمهام بودی..هروقت صدات می زدم با آغوش باز قبولم می کردی..خدایاااااااااااااااااااااااااااا پس چی شد.چراگذاشتی دوست ازم برنجه.خدایا نه دلم ازسنگ است نه وجودم بی تفاوت.منی که نه کسی روزنجوندم نه آزاردادم...خدایا حالا سرهیچی ازم رنجوندیش.خدایا پیداها راپنهان مکن.چشای دوست را ابری مکن.امشب هیچ چیزآرامم نمی کند.نه گریه.نه فریاد.نه نیایش..فقط ببخشش دوست.فقط.خدایا خطانکردم..اما خطاکار خطابم می کنند.خدایا جزتوکسی رانداشتم که درخواستم را به او بگویم..پس خدایا ردم نکن..به دوست بگوبه خاطرتوازخطایم درگذرد.همین که اومراخطاکاربگویدبرای مرگم کافی است..چشمانم بارانی است..دلم پردرد...خدایا کاری کن که نرنجیده باشد..اگربدی کردم..آزار رساندم..درسجده ای در تنهایی وسکوت باز هم ازتو می خواهم کاری کنی ببخشدمرا.طاقت رنجش وناراحتی و...دوست راندارم.من کجاوآزاردوست..کجا..زمانه بدترین معلم است.زیرااول امتحان می گیردبعدآموزش می دهد.منم فهمیدم هیچ چیزرا نبایدزودپذیرفت.فهمیدم بایداول مطمین شدبعداقدام کرد.فهمیدم شخصیتم را بایدبالاترازآنچه هست ببینم وحفظ کنم.فهمیدم هرچه خدامی خواهدهمان بهترین است..فهمیدم اگرقراراست به کسی تعهدبدهم بایداز همین حالا متعهدباشم..فهمیدن دوست داشتن به معنی مالک شدن نیست.فهمیدم احترامه که احترام میاره.یادگرفتم هیچ وقت با غرورکسی بازی نکنم.به همه به خاطروجودشان احترام بذارم.خیلی چیزها فهمیدم..واینها همه روازدوست فهمیدم..وازاومی خواهم مرابه دلیل کوچکی ام.خطاها واذیت هایم ببخشد..به امید اینکه چشمانمان رابرروی داده هایمان بازکنیم.اول ببینیم..بعدعمل کنیم..دوست خوب سرمایه ارزشمندی است..قدرش رابدانید.ومثل من اذیتش نکنید..تنها این مطلب به خاطراین بودکه درتمام عمرم نه کسی رارنجاندم..نه کسی راذیت کردم..اما امروز..........ای کاش دوست ببخشد

    خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه

    مردن را خود خواهم آموخت........

    اگر روزی دشمن پیدا کردی, بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی !

    اگر روزی تهدیدت کردند, بدان در برابرت ناتوانند!

    اگر روزی خیانت دیدی, بدان قیمتت بالاست!

    اگر روزی ترکت کردند , بدان با تو بودن لیاقت می خواهد....

    نوشته شده توسط ما چند نفر در سه شنبه 18 تیر1387 ساعت 10:20 بعد از ظهر | لینک ثابت |

    معلم پای تخته داد می‌زد 
                                                                                                                                                                                                                          آواتار sara_hyperactive
    صورتش از خشم گلگون بود

    ولی ‌آخر کلاسی‌ها،

    لواشک بین خود تقسیم می کردند

    تساوی های جبری رانشان می داد

    خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک

    غمگین بود 
    آواتار sali                                                                                      
    تساوی را چنین نوشت: یک با یک برابر است                                      
     

    از میان جمع شاگردان یکی برخاست،

    همیشه یک نفر باید به پا خیزد ...

    به آرامی سخن سر داد:

    تساوی اشتباهی فاحش و محض است.

    نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و

    معلم مات بر جا ماند

    و او پرسید: اگر یک فرد انسان واحد یک بود

    آیا باز یک با یک برابر بود؟

    سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت

    معلم خشمگین فریاد زد: آری برابر بود

    و او با پوزخندی گفت:

    اگر یک فرد انسان واحد یک بود

    آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

    قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود ؟

    اگر یک فرد انسان واحد یک بود

    آنکه صوص مه می داشت بالا بود ؟رت نقره گون، چون قر

    وان سیه چرده که می نالید، پایین بود ؟

    اگر یک فرد انسان واحد یک بود،

    این تساوی زیر و رو می شد

    حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود

    نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید؟

    یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟

    یک اگر با یک برابر بود
    آواتار eng_beshak
     
    پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟                                                                

    یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟

    یک اگر با یک برابر بود

    پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟

    معلم ناله آسا گفت:

    بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

    یک با یک برابر نیست.
    نوشته شده توسط ما چند نفر در دوشنبه 17 تیر1387 ساعت 8:31 قبل از ظهر | لینک ثابت |
    خیلی عالیه...
    از آن‌جایی که اکثر ما ایرانیان عاشقان سینه چاک چت هستیم و بدون چت زندگی برایمان مشکل می‌شود و روزی که چت نکرده باشیم برایمان شب نخواهد شد بر آن شدیم که به معرفی امکاناتی بپردازیم که بتوان از همه جا و همه وقت به امر خطیر و جا‌نکاه چت پرداخت.

    وسایل چت را به سه دسته تقسیم می‌کنیم.
    اول: مسنجر‌های بر پایه‌ی وب: که بیشتر در دانشگاه‌ها و محیط‌های کار که شما معمولا اجازه‌ی نصب مسنجر را ندارید به کار می‌روند:
    1- Meebo : با استفاده از این وب‌سایت می‌توانید به طور هم‌زمان از مسجر‌های (Yahoo! , MSN ,Google Tack,ICQ , Jabber ,AIM) استفاده نمایید. استفاده از این سایت نیازی به ثبت نام ندارد اما اگر ثبت نام کنید امکانات زیر را خوواهید داشت: اول- ورود همزمان به همه‌ی مسنجرهای اشاره شده در فوق تنها با یک نا کاربری Meebo و دوم- ذخیره کردن متن چت‌های خود در اکانت میبویتان


    2-Kool IM : درست مانند سایت Meebo در این سایت نیز شما می‌توانید به هریک از مسنجرهای اشاره شده به طور جداگانه وارد شوید یا با ثبت نام و دریافت یک KoolIM Name همزمان به همه‌ی مسنجرها وارد شوید
    ادامه مطلبو نخونید ضرر کردید....


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 12:44 بعد از ظهر | لینک ثابت |

     

    عطسه

    بسیاری از مردم از نوع عطسه کردن خود نزد دیگران خجل و شرمسار هستند. عطسه های بلند و پیاپی می تواند در جمع ، مزاحمت های گاه و بیگاه ایجاد کند، اما اکنون براساس مطالعات انجام شده از سوی برخی از دانشمندان و روانشناسان، معلوم شده که نوع عطسه انسان ها می تواند بازگوکننده ی شخصیت آنها باشد. این آزمایش ها شامل مطالعه برروی صداهای مختلفی است که مردم به هنگام عطسه کردن از خود تولید می کنند. همه می دانند که افراد به گونه های مختلف عطسه می کنند و شاید به همین دلیل است که هیچ دو نفری، شخصیتی مشابه ندارند. اکنون بگویید چگونه و با چه صدایی عطسه می کنید تا بگوییم البته تاحدی چه شخصیتی دارید و نکات پنهان آن چیست؟

     

    افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند: این افراد عموما تمایل دارند که رهبران و روسایی با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر این اعتقادند که صدای بلند عطسه این افراد، نشان دهنده میزان نفوذی است که آنها دوست دارند بر دیگران داشته باشند. این افراد می توانند به راحتی در دیگران نفوذ کنند و آنها را به سمت و سویی که خود تمایل دارند سوق دهند. این افراد عموما مدیرانی لایق، کارآمد رهبرانی با نفوذند.  آنها شخصیت قدرتمندی دارند که به آنها کمک می کند در حوزه مدیریت بسیار شجاع و زیرکانه عمل کنند. در حوزه اجتماعی سخنوری عالی و بی مثال هستند. این افراد می توانند با نفوذ کلام خود موضوع بحث را به آن طریقی که خود می خواهند پیگیری کنند. معمولا زندگی بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نیز می توانند از نفوذی بی اندازه برخوردار باشند.

    عطسه

     

    افرادی که ملایم عطسه می کنند: این افراد عموما شخصیتی آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسی گفته می شود که این افراد نمی توانند بدون وابستگی به غیر، کاری از پیش ببرند. شخصیت وابسته آنها نشان دهنده ی آن است که باید حتما در موارد مهم تصمیم گیری، شخص دیگری آنها را به سمت و سوی مورد نظر سوق دهد. این افراد می توانند و می خواهند که به مردم خدمت کنند و این خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمایل دارند انجام می دهند. بسیاری از این افراد اگر چه منزوی به معنای عام کلمه نیستند ولی چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضایت نمی کنند. شخصیت آرام آنها تنها در خدمت به دیگران خلاصه می شود. این افراد بسیار وفادار و در زندگی ثابت قدم هستند. در حوزه کاری به لحاظ آرامی ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث می شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قال های روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمی شود.

    افرادی که به هنگام عطسه جلو دهان خود را می گیرند: طبق پژوهش های انجام شده افرادی که به هنگام عطسه کردن جلو دهان خود را می گیرند بسیار موقر و به لحاظ روحی متعادل هستند. این افراد معمولا در هیچ زمینه ای چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ شرعی، خلاف نمی کنند. روانشناسان بر این عقیده اند که این افراد معمولا زندگی آرام، متعادل و کم دردسری دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار این اشخاص مشهود است و رعایت آداب و معاشرت از خصایص ذاتی این افراد و نشان دهنده ی نوع نگرش آنها به زندگی است. آنها می گویند زندگی همچون رودخانه آرامی است که فقط برخی اوقات مواج می شود و نیازی نیست که شما سرعت حرکت آن را تند یا کند کنید. دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه یا سرفه، نشان می دهد که این افراد در حوزه کاری خود نیز افرادی قابل اطمینان و با وقارند و مدیران همیشه از آنها به عنوان افرادی قابل اعتماد یاد می کنند. در حوزه اجتماعی و در جمع دوستان حضورشان همیشه مایه قوت قلب است، هر چند که در برخی از اجتماعات دوستانه که بسیار صمیمی است حضور این افراد به منزله آن است که بسیاری از موارد معاشرتی که ممکن است در جمعی اینچنینی نادیده گرفته شود، باید رعایت شود و این کار ممکن است برای برخی افراد، خوشایند نباشد.

    عطسه

    افرادی که ریز و سریع عطسه می کنند: گفته می شود که این افراد، غالبا شخصیتی تند و تیز دارند. تند تند صحبت می کنند و دوست دارند هر مساله ای را فورا حل کرده و به سراغ مساله بعدی بروند! این افراد بسیار باهوش، اهل مطالعه و نکته سنج هستند. مطالعه برای این نوع افراد بهترین سرگرمی است و از هر فرصتی برای کتاب خواندن استفاده می کنند. این افراد کارمندانی نمونه اند که می توانند در هر سطحی نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه کاری، افرادی شایسته، لایق و قابل اعتمادند و حاضر نیستند هیچ چیزی را با اعتماد دیگران به خود عوض کنند. حس همکاری و همیاری در این افراد به شدت بالاست هر چند دیگران در بعضی از موارد عدم همکاری با آنها را به دلیل بیش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجیح می دهند. در حوزه اجتماعی، ممکن است محبوبیت دیگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعیت های مختلف اجتماعی اگر بتوانند پایه ریزی و برنامه ریزی خوبی داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعی خویش را به نمایش بگذارند. در حوزه خانه و خانواده نیز، چنانچه یاری موافق داشته باشند، پیروز می شوند. معمولا دیگران به سختی آنها را درک می کنند، اما چنانچه روحیه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه می شوند که دوستانی ثابت قدم پیدا کرده اند!

    منبع : روز نامه ابتکار

    نوشته شده توسط ما چند نفر در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 11:54 قبل از ظهر | لینک ثابت |

    بخش عمده قرن بیستم، تلفن وسیله ارتباطی متداول بین مردم بود اما در اواخر آن، SMS (خدمات پیام کوتاه) روی کار آمد. ابتدا تصور می شد این خدمات بیهوده و بلااستفاده است تاجاییکه صنعت تلفن همراه در امریکا آن را جرء خدمات رایگان برای مشترکین خود قرار داد. اما امروزه SMS یکی از متداولترین استفاده هایی است که مردم از تلفن همراه می برند.

    حال این سوال پیش می آید که SMS چطور از نظر اجتماعی بر ما تاثیر می گذارد؟

    دوره سوال پرسان

    اولین تاثیر آن این است که SMS دادن به شکل اعتیاد درمی آید. معتادان به SMS همیشه موبایل به دست هستند و منتظر اینند که صدای بیپ بیپ زنگ اس ام اس را بشنوند و سریعاً به آن پاسخ دهند. اگر دقت کنید این افراد همیشه در اس ام اس هایشان یک سوال وجود دارد تا طرف مقابل مجبور به دادن یک اس ام اس دیگر برای جواب آن بشود و آنها هم بطور مداوم اینکار را تکرار کنند.

    استفاده مکرر از سوال ها در ذهن شما ریشه می گیرد و رابطه تان را با مردم در زندگی واقعی هم تحت تاثیر قرار می دهد. خیلی زود این پدیده به همه جا تعمیم مییابد؛ سوال به متداولترین شکل ارتباط بدل می شود. وقتی فقط سوال وجود داشته باشد دیگر استفاده از علامت سوال بی جا و بی معنی خواهد بود و زندگی هم تا ابد تغییر خواهد کرد...........حتماْ ادامه مطلبوبخونید..(دیگه اس ام اس بازی نکنید)

    __________________
    هر اندیشه شایسته ای به چهره انسان زیبائی می بخشد .
     

    اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیبی باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری.

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 11:34 قبل از ظهر | لینک ثابت |
    نامت چه بود؟ ادم


    فرزند کی؟ من را نیست،نه مادری و نه پدری.بنویس

     اول یتیم عالم خلقت.


    محل تولد؟بهشت پاک


    اینک محل سکونت؟زمین خاک


    ان چیست که بر گرده نهاده ای؟امانت است


    قدت؟روزی چنان بلندبود که همسایه خدا،اینک به قد

     سایه بختم به روی خاک


    اعضای خانواده؟حوای خوب و پاک،قابیل

    وحشتناک،هابیل زیر خاک


    روز تولدت؟در جمعه ای،به گمانم روز عشق


    رنگت؟اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه


    وزنت؟نه انچنان سبک که پرم در هوای دوست.نه

    انچنان سنگین که نشینم به این زمین


    جنست؟ نیمی مرا ز خاک،نیمی دگر خدا


    شغلت؟ در کار کشت امید بر روی خاک


    شاکی تو؟ خدا


    نام وکیل؟ان هم فقط خدا


    جرمت؟یک سیب از درخت وسوسه


    تنها همین؟همین و بس


    حکمت؟ تبعید در زمین


     


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 13 تیر1387 ساعت 11:28 قبل از ظهر | لینک ثابت |

    بالاخره ۲۷ ژوئن ۲۰۰۸ (۷ تیر ۱۳۸۷) فرا رسید و Bill Gates کسی که Microsoft را با آرزوی قرار دادن یک PC روی هر میز و در هر خانه، بنا نهاده بود، کار تمام وقتش در صنعت نرم افزارهای کامپیوتری را در این شرکت رها کرد.
    در زیر گزارش رویترز از مراسمی را که دیروز به همین مناسبت برگزار شده بود می خوانید:
    خاطرات بیل گیتس در مایکروسافت
    بخشهایی از نطق بیل گیتس درباره خاطراتش در مایکروسافت ـ
     

    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در چهارشنبه 12 تیر1387 ساعت 11:39 بعد از ظهر | لینک ثابت |
    -------------------------------------------------------------------------------- آیا می دانستید؟ اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد. مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است. کلمه «ماشین‌تحریر» (TYPEWRITER) طولانی‌ترین کلمه‌ای است که می‌توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت. شما نمی‌توانید با حبس نفستان، خودکشی کنید. محال است که آرنج‌تان را بلیسید. جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند. پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند. نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است. اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد! 56% افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند. غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی! ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم. یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321 «Dreamt» تنها کلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!! تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «subcontinental» می‌باشد. لئو‌ناردو داوینچی می‌توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند! فاصله بین مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است. از دست دادن تنها 1% از آب بدن موجب تشنگی می شود. زنان دو برابر مردان چشمک می زنند شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد استبیش از 50 درصد مردم جهان تا به حال نه با کسی از طریق تلفن حرف زده اند و نه کسی به آنها زنگ زده است

    آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده نميشن .

    تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف که هر لحظه يه رنگند
     

    نوشته شده توسط ما چند نفر در چهارشنبه 12 تیر1387 ساعت 11:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |

      حتما بخونید به درد می خوره!!!
     
    روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه

    سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

    وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

    کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

    همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

    جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

    روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

    وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

    از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

    در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

    به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

    وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات
     رو بزنين و محل رو ترک کنين

    وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

    ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

    بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

    شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

    اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

    وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

    صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

    روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

    وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

    وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

    چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

    بادکنک بچه ها رو بترکونين

    مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

    وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
    بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

    ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

    توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

    هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره

    حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

    نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

    دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

    عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

    پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ? دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل۱۸۰درجه در جهات مختلف بچرخونين

    با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

    شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

    موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

    توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

    شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

    توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

    توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

    يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

    توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

    چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

    ورقهاي جزوه ء ۵۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

    نوشته شده توسط ما چند نفر در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 4:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |

    شـاید بـرای شـما اتفاق افتاده باشد که دوستتان را دیده باشید که پیراهنی صورتی به تن کرده و توسط اطرافیان مورد تحسـین، تـمجـید و تـوجه فـراوان قـرار گرفته باشد. شما نیز به تبـع او تصـمیـم گرفتـیـد کـه پیراهنی به همان رنگ تهیـه کـرده و بـر تن کنید. اما بعد از اینکار مورد تمسخر و ریشخـنـد دیـگــران قــرار گرفته و همان نگاههای پیشین نیز از شما برگردانـده شـد و در نتیجه آنها را از تن درآورده و لباسهای مشکی، آبی و خاکستری قبلی خود را پوشیدید. اگر می خواهید بدانید که چرا آن پیراهن صورتی مناسب شمـا نبود و چرا این به آن معنا نـیست که دیـگر نـباید لـباسهای رنـگی بپوشید، به ادامـه مقاله توجه کنید. رنـگ پوست شـما چه تیره باشد،چه روشن وچه درمیان این دو،میتوانید رنگی مناسب برای لباس خود انتخاب نمایید.

    پوستهای تیره

    افراد تیره پوست معمولا دارای چشمان و موهای مشکی یا قهوهای تیره می باشند که در این صورت باید لباسی را انتخاب کرد که با رنگـهای تـیره مـغایرت داشـتـه بـاشـد. این مغایرت چهره را از یکنواختی بیرون آورده و باعث جذابیت بیشتر می گردد.

    رنگهای مناسب برای این گروه

    صورتی
    سفید
    خاکی
    آبی ملایم
    طوسی روشن
    رنگهای نا مناسب این گروه
    به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد، به دلی
     
     دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز
     
    شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
    afsoon6282 آفلاین است  
    .............حتماْ ادامه مطلبو بخونید...

    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در جمعه 7 تیر1387 ساعت 9:22 بعد از ظهر | لینک ثابت |
     
    هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده كنيد!

    1-او با سر بزرگ متولد شد
    وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

    2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
    مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

    3-او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود
    انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
    به بيان او “من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

    4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
    درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
    در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود احساس نمي كرد.


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در جمعه 7 تیر1387 ساعت 12:26 بعد از ظهر | لینک ثابت |

    نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 11:16 بعد از ظهر | لینک ثابت |

    دختر جواني چند روز قبل از عروسي آبله سختي گرفت و بستري شد.

     

     نامزد وي به عيادتش رفت و در ميان صحبت­هايش از درد چشم خود

     

     ناليد. بيماري زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان

     

     عصازنان به عيادت نامزدش مي­رفت و از درد چشم ميناليد

     

    . موعد عروسي فرا رسيد. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل

     

     انداخته

     

     بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم مي­گفتند چه خوب عروس نازيبا

     

     همان بهتر که شوهرش نابينا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنيا

     

     رفت؛ مرد عصايش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب

     

     کردند. مرد گفت: "من کاري جز شرط عشق را به جا نياوردم".

     

     

     

    نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 10:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |

    چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده  چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشكر

     

     کنیم .

    چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم .

     

    چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم .

     

       چی می شد که دیگه شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شكر نکردیم .

     

        چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به

     

    دیگران دریغ کردیم .

     

    چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم .

     

         چی می شد اگه خدا امروز به حرف هامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب

     

    عمل نکردیم

    چی می شد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون به یادش نبودیم

     

     

    چی می شد اگه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     

    نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 10:21 قبل از ظهر | لینک ثابت |


     

    !When God Made Mothers



     

    By the time the Lord made mothers, he was into his sixth day of working overtime.


     

    An Angel appeared and said "Why are you spending so much time on this one"?


     

    وقتي خدا مادران را مي آفريد در روزششم تا ديروقت كار مي كرد.


     

    فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟و خدا پاسخ داد :

    مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم؟


     

    She has to be completely washable, but not plastic, have 200 movable parts, all replaceable, run on black coffee and leftovers, have a lap that can hold three children at one time , have a kiss that can cure anything from a scraped knee to a broken heart, and do these things only with two hands.."


     

    بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه اززانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
     
    معمولا خداوند فرشته هايش را پايين مي فرستد تا با ما قدم بردارند
    و ما آنها را به صورت دوستان مان مي شناسيم
     ....................
    کدام روز روز تو نیست؟
    که چون آفتاب گرمای وجودت را –بی دریغ-
    نثار درختانی که کاشته ای کردی.....
    و ما نمی توانیم محبت بی پایانت را سپاس گوییم....
    مادر روزت مبارک


     
    __________________
     

    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط ما چند نفر در شنبه 1 تیر1387 ساعت 8:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |