تبليغاتX
همه چی ازهمه جاتاناکجا
:- سلام . میدونید من کیم ؟ من علیرضا (پرسپولیس) هستم ! و قرار شده از امروز با "چندنفر" همکار بشم . خیلی خوشم از اینکه میتونم اینجا فعالیت کنم ... راستی منتظر نظرات شما دوستااا ن عزیز هم هستم -:

--------- :: :: :: :: :: :: ----------

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند دشد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود.
 لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.
نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت 2:29 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

تست روانشناسی اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت

تست اعتياد به اينترنت IAT يكي از معتبرترين تست‌هاي مربوط به سنجش اعتياد اينترنتي است كه توسط دكتر كيمبرلي يانگ ابداع شده است. در تست IAT هرچه نمره شما بيشتر باشد، اعتياد شما به اينترنت شديدتر است. نمرات هم به ترتيب از يك تا پنج هستند. در پايان، بايد مجموع نمراتي را كه به بيست پرسش زير مي‌دهيد، جمع بزنيد. براي محاسبه مجموع نمرات خودتان، مي‌توانيد از ماشين‌حساب ويندوز كمك بگيريد. در صورتی که یک گزینه شامل حال شما نمی شود و شما اصلا آن کار را انجام نمیدهید برای آن گزینه نمره صفر در نظر بگیرید .



ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما چند نفر در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 11:44 قبل از ظهر | لینک ثابت |

سال 1230

مرد: دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمیشم…
زن: آقا حالا یه غلطی كرد شما ببخشید! نامحرم كه تو خونمون نبود. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندید…!!!
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می‌خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمیشه باید بكشمش...
بالاخره با صحبت‌های زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو می‌بخشه.

سال 1280

مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟
می كشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار كه مُردی دیگه جرات نمی‌كنی از این حرفا بزنی. تو غلط می‌كنی. حالا واسه من میخوای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها!
مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من باید بكشمت. تا نكشمت آروم نمیشم. خودت بیا، خودتو تسلیم كنی بدون درد می‌كشمت...
بالاخره با صحبت‌های زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو می‌بخشه
 

سال1330

مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون) حالا می‌خوای بری دانشسرا؟ می‌خوای سر منو زیر ننگ بكنی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیكمتو سورفه (سفره) می‌کنم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو كنترل كنین. خدا نكرده یه وخ (وقت) سكته می‌كنین آ...
مرد: چی میگی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمی‌تونم جلوی این فساد رو  بگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كونی...
بالاخره با صحبت‌های زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو می‌بخشه

سال1380

مرد: كجا؟ می‌خوای با تكپوش (از این مانتو آستین كوتاها كه نیم مترم پارچه نبردن...) و شلوارك (از این شلوار ها كه خیلی كم پارچه اسراف می‌كنن!) بری بیرون؟ می‌كشمت. من… تو رو… می‌كشم...
زن: ای آقا. چی كار به كارش داری. الان دیگه اکثرا همینطورین.
مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه كم اون شلوارو پائین‌تر بكش كه تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی‌خواد. بدتر شد. همون طوری باشه بهتره...

سال1400

زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی كرد. تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می‌شه، بسشه دیگه مامی. باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه...
بالاخره با صحبت‌های زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو می‌بخشه !!
دوست قدیمی شما...
 
نوشته شده توسط ما چند نفر در دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت 1:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سلام دوستان

از همه شما تشکر می کنیم بابت اینکه این ایام در مقابل کم کاری گروه شما ما را تنها نذاشتین .

حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک

بیاین این ماه طوری باشیم که در پایانش حسرت تکرار ش را نداشته باشیم

طاعات وعباداتتون مقبول

......................................................................................................

 چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت به درگاه الهی دير و طاقت فرسا می گذره ولی ۹۰دقيقه بازی يک تيم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه اما وقتی که با همون مقدار پول به خريد می ريم کم به چشم مياد!

چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر مياد اما يه ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوايم عبادت و دعا کنيم هر چی فکر می کنيم چيزی به فکرمون نمی ياد تا بگيم اما وقتی که می خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشکلی نداريم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تيم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می يم و از هيجان تو پوست خودمون نمی گنجيم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نيايش طولانی  از حدش می شه شکايت می  کنيم و آزرده خاطر می شيم!

چقدر خنده داره که خوندن يه صفحه و يا بخشي از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی می کنيم رديف جلو صندلی های يک کنسرت يا مسابقه رو رزو کنيم اما به آخرين رديف يک مکان مذهبی مثل مسجد تمايل داريم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هيچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پيدا نمی کنيم اما برای بقيه برنامه ها رو سعی می کنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجام بديم!

چقدر خنده داره که شايعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنيم اما سخنان  قرآن رو به سختی باور می کنيم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اينکه به چيزی اعتقاد پيدا کنند و يا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طريق پيام کوتاه و يا ايميل به ديگران ارسال می کنيد به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گيرد اما وقتی که سخن و پيام الهی  رو  می شنويد دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر می کنيد!

خنده داره . اينطور نيست؟!

  

نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت 11:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |

     

در زمان حضرت سليمان دو تا گنجشک يه گوشه اي نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک  ماده اظهار محبت مي کرد. مي گفت تو محبوب مني. تو همسر مني. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتي؟ چرا محلم نميذاري؟ فکر کردي من کم قدرت دارم تو  اين عالم عيال؟ من اگه بخوام مي تونم با نوک منقارم تخت و تاج سليمان رو بردارم بندازم تو دريا. باد که مسخر سليمان بود پيام رو به گوش سليمان رسوند. حضرت تبسمي کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بياريد پيش من. آوردند.سليمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بينم. گفت من چنين قدرتي ندارم. سليمان گفت  پس الان به همسرت گفتي؟ گفت خوب شوهر گاهي جلو همسرش کلاس مياد يه خالي اي مي  بنده. عاشق که ملامت نميشه. من عاشقم. يه چي گفتم ولي يا نبي الله واقعا دوسش دارم. اين به ما محل نميذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اينکه به تو اظهار محبت  ميکنه چرا محلش نميدي؟ گفت يا نبي الله چون دروغ ميگه هم منو دوست داره هم يه  گنجشک ديگه رو. مگه تو يک دل چند تا محبت جا ميگيره؟ اين کلام در دل جناب سليمان چنان اثري گذاشت که تا چهل روز گريه مي کرد و فقط يک دعا مي کرد. مي گفت: الهي دل سليمان رو از محبت غير خودت خالي کن!!!   

خدا تنها معشوقی است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد

نوشته شده توسط ما چند نفر در سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت 10:33 قبل از ظهر | لینک ثابت |