تبليغاتX
همه چی ازهمه جاتاناکجا

 
اهل درسم من
روزگارم هي... بد نيست
جيب خالي دارم. خرده پولي، سر سوزن عقلي
اوستادي دارم بهتر از عزرائيل
درسهايي، بدتر از تلخي زهر
و كلاسي كه در اين دانشگاست
جنب دستشوئي‌ها، جنب آن سلف خراب
من يه دانشجويم
هيكلم ني قليون
چشمهايم كم سو، كله‌ام هم بي‌مو
درس كفاره من
من جنون را هر دم، لا به لاي جزوه‌ها مي‌بينم
در جزوه من جريان دارد چرت، جريان دارد پرت
همه فكر و توانم متزلزل شده است
جزوه‌هايم را وقتي مي‌خوانم
كه امتحانش را استاد، گفته باشد فرداست
برگه تقلب را من، پي غفلت استاد عزيز، مي‌خوانم
پي خونسردي خود
اهل درسم من
پيشه‌ام بي‌كاريست
گاه گاهي، در مي‌روم از توي كلاس، مي‌روم تا تريا
تا كه با خوردن چاي و شكلات
ايندل سوخته‌ام خنك شود
چه خيالي، چه خيالي.... مي‌دانم
از پس ناچاريست
خوب مي‌دانم، آخر ترم هم باز
كار من زاري و در به دريست

نوشته شده توسط ما چند نفر در جمعه 11 مرداد1387 ساعت 7:47 بعد از ظهر | لینک ثابت |

پايان نامه خرگوش
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.

روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.
گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.
حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.
پايان.....
مرا کسي نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسي مي خواست ، که
 
من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بي کسان.

--------- -
نتيجه
هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد
آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
نوشته شده توسط ما چند نفر در شنبه 29 تیر1387 ساعت 6:24 بعد از ظهر | لینک ثابت |

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

فرانسه: نسل دانشجویان را در این کشور به خاطر شورشهایشان از ریشه با تیشه زدند.

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر ا س ر ا ئـ ى ل )

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!


ایران: عاشق تخم مرغ است ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند ! عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید ! او سه سوته عاشق می شود ! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

(پاسخ سوال آخر امتحان پایان ترم یک دانشجوی ایرانی از نوع(خودتون می دونید)..)

img255/3271/unknownparametervaluefy8.jpg

 

نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 12:27 بعد از ظهر | لینک ثابت |

این داستانی واقعیست!!!!!!!!!!

 

چنین گفت عامر به یاسر شبی

 

هر گه یکی از دانشجویان مشروط پریشان روزگار دست خجالت به امید

 

استطاعت به در گاه استاد (جل و علا)بردارد؛استاد در او نظر نکند ؛باز

 

بخواند ؛باز اعراض کند؛بار دیگرش به تضرع و زاری بخواند،استاد سبحانه

 

 و تعالی فرماید:یا دانشجویانی،قد استتمم صبری من یدالمشروط و لیس

 

لی مددی.فقد انداختم او را حتما!!!! دعوتش نپذیرفتم و امیدش را نقش بر آب

 

 کردم که ترم تابستانه بگیرد و حالش جا آید!!

 

کرم بین و لطف کم اندازه اش             نمک پاش زخم است با نمره اش

 

افتادگان کعبه ی سخاوتش به تقصیر کرامت! معترف که : ما کرمناک حق

 

کرامتک! و جویندگان 25/ 0 ی درگاه نمره اش به تحیر منسوب که: ما

 

عرفناک سخاوتک حق سخاوتک مادامو کانوا دم مشروطی.........

 

ادامه مطلبو حتماْ بخونید...

 

عمرم تمام گشت و به آخر نرسید درس

                                           

                                       ما همچنان در فکر پاس دروس مانده ایم

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر | لینک ثابت |
توضیحات: بر اساس روابط شیمیایی و فیزیکی موجود بین دانشجو و نمره و بر اساس قوانین نگارش، ادب و نزاکت فارسی، سه حالت زیر را می توان در نظر گرفت :

حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن بیان می شود.
مثال : "... فیزیک ۲، ۱۷ شدم، خب بچه ها من برم خونه واسه ترم بعد درس بخونم ... "
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان واقعی تشکیل می دهند، که با تلاش و کوشش، نمره مطلوب خود را می شوند !

حالت دوم : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل دادن بیان می شود.
مثال : "... فیزیک ۲ بهم داده ۸ مرتیکه عوضی اصلاً راه نمیده ... "
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان ناموفق تشکیل می دهند که بدون تلاش و کوشش، نمره نامطلوب به آنها داده می شود.

حالت سوم : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل گرفتن بیان می شود.
مثال : "... بالاخره از این فیزیک ۲ یه ۱۰ گرفتم ! دهنم صاف شد ..."
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان موفق تشکیل می دهند که با تلاش و کوشش، نمره نسبتاً مطلوب خود را می گیرند.

یک اصل : حق گرفتنی است، نه دادنی !
تبصره : نمره از حقوق دانشجویان است. پس راه های این احقاق حق به شرح زیر بیان می شود :

روش اول، گرفتن نمره قبل از امتحان ....
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما چند نفر در پنجشنبه 23 خرداد1387 ساعت 12:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |



شروع ترم



یک هفته بعد از شروع ترم



دو هفته بعد از شروع ترم



قبل از میان ترم



ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما چند نفر در شنبه 11 خرداد1387 ساعت 7:7 بعد از ظهر | لینک ثابت |